0
صفحه اصلی / داستان ها

همسایگان غیر منتظره

پس از یک ناهار غنی در مینرالسک، ناستیا و کاتیا برای پیاده روی در مرکز شهر رفتند. به زودی آنها در میان گروهی از همکلاسیهایشان قرار گرفتند و ناستیا که میخواست به سر مدیر نزدیک شود، دست دوستش را کشید و سعی کرد از میان جمعیت عبور کند. اما تلاش کاتیا برای گفتگو با او ناموفق بود و او پشت سر ناستیا پنهان شد.

سردسته متوجه آنها شد و برگشت و باعث شد ناستیا احساس ناراحتی کند و کاتیا وانمود کرد که ناستیا چیز خنده داری گفته است و با صدای بلند خندید. ناستیا در حالی که سعی میکرد خجالتش را پنهان کند، دریافت که هر کار ممکنی را انجام میدهد تا به معلمش که به نظرش جالب میآمد فکر نکند. در آن لحظه، Ksyusha Korenko توجه خود را جلب کرد، باعث شد کاتیا به نظر می رسد افسرده.

پس از پیاده روی در موزه، ناستیا به این فکر افتاد که چگونه می تواند وارد شبکه های معلم خود شود. او از صدای خنده پشت سرش بیرون آمد و متوجه شد که او برای مدت طولانی در مورد مزایای سلامتی چشمه های معدنی ایستاده بود. ناست یا به جستجوی کلاسش به اطراف نگریست و از این که آنها رفته بودند متعجب شد.

با هم شام خوردند و ناست یا در انتظار دیدار استاد خود بود. اما دیگر آنجا نبود. در هتل مینرال پلازا آنها به اتاقهای مختلفی تقسیم شده بودند و ناستیا باید میفهمید که با چه کسی زندگی خواهد کرد. او نتوانست نام خود را در جلسه پیدا کند، به کارکنان رسید و شماره اتاق خود را یاد گرفت.

اما وقتی ناستیا به اتاقش آمد، معلمش را دید که لخت و در حوله پیچیده شده بود. به جای یک توضیح طولانی، معلم با اعتماد به نفس از او استقبال کرد.

یک ملاقات غیرمنتظره با یک معلم در اتاق هتل، ناستیا را شوکه کرد. احساس کرد که رنگ چون لکههای سرخ روی گونههایش غلتید و سعی کرد خود را جمع کند تا خجالتش فاش نشود.

به نظر میرسد که معلم اصلاً انتظار آمدن او را نداشت و با آرامش به صحبت ادامه داد، انگار که هیچ چیز غیرعادی اتفاق نیفتاده است. ناست یا نمیتوانست چشم از حولهٔ او بردارد، حولهای که رفتهرفته سدی مطمئن میانشان به نظر میرسید.

کلمات به ذهن ناست یا خطور نکرد، و خاموش روی پلکان ایستاد، احساس میکرد که هر ثانیه بر ناراحتی او میافزود. معلم به او نزدیک شد و گفت: «ظاهرا، ضربه زدن دیگر مد روز نیست» و ناستیا این ایده را داشت که شاید او این وضعیت را به طور خاص ترتیب داده بود.

ناستیا صدها سؤال در سر داشت، اما نمیتوانست هیچیک از آنها را صورتبندی کند. او احساس کرد که لحظه ای می تواند همه چیز را تغییر دهد و همزمان احساس ترس و هیجان را نیز داشته باشد. برقی در چشمان معلم درخشید، انگار تضاد درونی او را درک میکرد، و این فقط خجالتش را بیشتر میکرد.

در این لحظه ناستیا تصمیم گرفت که دست به کار شود، نفس را رها کرد و کوشید تا نیروی غلبه بر تنگی نفس را بیابد و قدمی به جلو برداشت. قلب او سریعتر از همیشه می تپید، اما او می دانست این زمان برای ترس نیست.

ناست یا با اعتماد به نفسی که از خود انتظار نداشت سر برداشت و به نگاه خیره استاد خیره شد. او لبخند زد و لبخند او در پاسخ گرم ترین و واقعی ترین او تا به حال دیده بود. در آن لحظه، ناستیا احساس کرد که هر چیزی که اتفاق می افتد سرنوشت است و آماده پذیرش آن است.

خجالت شروع به ناپدید شدن کرد، جایی برای چیزی جدید و ناشناخته گذاشت. ناستیا متوجه شد که این لحظه تصادفی می تواند آغاز چیزی بیش از یک جلسه در اتاق هتل باشد.

صمیمیت ناگهانی بین ناستیا و معلمش در اتاق هتل فضایی از تنش و تعلیق ایجاد کرد. ناستیا ناگزیر از کشمکش درونی میان میل به ترک خانه و عطش ماندن و حرف زدن بود.

معلم اگرچه آرامش ظاهری خود را حفظ کرده بود، اما نمیتوانست حالت سرکوب شده چهرهاش را پنهان کند. برق اسرارآمیزی در چشمانش میدرخشید، گویی ذهن او را میخواند.

ناستیا دریافت که باید تصمیمی بگیرد، آن هم به سرعت. او با تمرکز بر تنفس، سعی در یافتن شجاعت در درون خود برای شکستن آن سکوت مسخره، وحشت را فرو نشاند. ناگهان کلماتی از دهانش خارج شد:

سلام استاد... من يه... انتظار نداشتم که... من تو را اینجا پیدا خواهم کرد"

صدایش میلرزید، اما به خودش افتخار میکرد که بالاخره توانسته چیزی بگوید. در پاسخ، معلم لبخند زد، چشمانش هنوز هم، به نظر می رسید که او نفوذ به عمق روح او بود.

«و من انتظار نداشتم که شما را در اینجا ببینم، ناستیا،» او به آرامی گفت، صدای او صدایی گرم تر از حد معمول است.

به نظر میرسید که ناستیا را به قدم بعدی هل میدهد...

01.05.2024

نظرات
هیچ نظری وجود ندارد.
ثبت نظر
برای ثبت نظر، لطفاً [وارد شوید]


0 / حداقل: 70 حداکثر: 200 کاراکتر




قلب‌ها را تسخیر می‌کند
کتاب چه چیزی اوتیسم را پنهان می کند آینده علوم اعصاب قیمت: 8.04 IRR
قیمت: 8.04 IRR
کتاب چه چیزی اوتیسم را پنهان می کند آینده علوم اعصاب
کتاب چگونه همیشه موضع خود را حفظ کنید قیمت: 6.03 IRR
قیمت: 6.03 IRR
کتاب چگونه همیشه موضع خود را حفظ کنید
کتاب زیپل شبح خنده دار از قفل درب قیمت: 9.80 IRR
قیمت: 9.80 IRR
کتاب زیپل شبح خنده دار از قفل درب
کتاب مورتین و یک شگفتی شگفت انگیز. کتاب 5. باربارا کانتینا قیمت: 5.02 IRR
قیمت: 5.02 IRR
کتاب مورتین و یک شگفتی شگفت انگیز. کتاب 5. باربارا کانتینا
کتاب بین دو نور چرا ما هنوز بین کار و خانواده با آن انتخاب می کنیم. آنا ماری کشتار قیمت: 4.65 IRR
قیمت: 4.65 IRR
کتاب بین دو نور چرا ما هنوز بین کار و خانواده با آن انتخاب می کنیم. آنا ماری کشتار
کتاب حقیقت با طعم قهوه کریستینا Michels قیمت: 3.64 IRR
قیمت: 3.64 IRR
کتاب حقیقت با طعم قهوه کریستینا Michels
بازیگران تئاتر و سینما
گندی تارتاکوفسکی
گندی تارتاکوفسکی
لورا شاه ماهی
لورا شاه ماهی
مری جو کت لت
مری جو کت لت
رومن پولانسکی
رومن پولانسکی
کیم مدیر عامل
کیم مدیر عامل
مایکل پنیا
مایکل پنیا